مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

از اون جمله ها که نوشتنش یادم رفته بود  (زن و شوهری)

شنبه 30 اردیبهشت 1391 ساعت 01:01

نمیدونم برای شما هم پیش اومده که مجبور باشید جایی منتظر بنشینید یا نه ؟ 

سوال احمقانه ای بود . معلومه که پیش اومده  

بعضی وقتها مجبورید یک جایی منتظر بنشینید و هیچ کاری هم نمی توانید بکنید جز صبر کردن 

 

اینجور وقت ها اگر اهل مطالعه باشید احتمالا کتابی از کیفتان بیرون می آورید و مطالعه می کنید 

یا با شخصی که می تواند دوست باشد و یا غریبه مشغول صحبت بشوید  

و یا اینکه با گوشی موبایلتان بازی کنید . 

 

چهارشنبه عصر توی آمفی تاتر فرهنگسرا توی یک جلسه انتخابات صنفی بودم  

خیلی از هم صنفی های ما نیامده بودند و قانونا امکان برگزاری جلسه وجود نداشت 

نه راه پیش بود و نه راه پس 

باید می نشستم و صبر می کردم  

گوشه دنجی از سالن نشسته بودم که کسی از دوستان کنارم نبود و نمی شد صحبت کرد 

کتابی هم همراهم نبود که تریپ روشنفکری بردارم و مطالعه کنم 

پس مشغول موبایل شدم  

بر خلاف تصورتان انگری برد هم بازی نکردم و شروع کردم به پاک کردن اس ام اس های گوشی .

اس ام اس های اضافی البته  

 

یکی از مزایای گوشی من اینست که شما تمام مکالمات یا بهتر است بگوییم مکاتبات گوشی را می توانید عین چت توی یک صفحه ببینید . یعنی می توانید سابقه ای از تمام حرفهایی که بین شما و دوستانتان رد و بدل می شود مشاهده کنید  

اس ام اس های مزخرف تبلیغاتی که معمولا به محض دریافت دیلیت می شوند 

اما باز هم بعضی هایشان جامانده بودند که پاکشان کردم  

همکاران و برخی از ارباب رجوع ها و دوستان کاری معمولا اس ام اس هایشان ارزش نگه داشتن ندارد . مثلا : فلان نقشه را ساعت ۸ فردا به دستم برسان یا برای امضای فلان سند در این تاریخ شهرداری باش یا اینکه من امروز دو ساعت دیرتر می رسم و ... 

اینها همگی پاک شدند  

بعد خیل عظیم پیامک های تبریک عید که خیلی هایشان بی پاسخ مانده بود 

اصلا توی لیست تماس های من آدم هایی هستند که مدتهاست نه با هم تماسی داشته ایم و نه پیامکی ردو بدل کرده ایم و نمی دانم چرا اصلا شماره هایشان را نگه می دارم .

البته برعکسش هم بود . دوستانی که چندین بار پیامک داده بودند و من جواب نداده بودم 

بعد هم یک عالمه جوک و لطیفه های پیامکی  

چرت و پرت های ردو بدل شده بین من و آرشمیرزا  

مرام بازی و رفیق بازی با محسن باقرلو  

حال و احوال دوستانه با خاصه رفیقان وبلاگی و .... 

 

مدام لیست اس ام اس ها را بالا و پایین می کردم  انگار دنبال چیز گمشده ای باشم  

آنوقت ها که با مهربان ازدواج نکرده بودم چقدر به هم اس ام اس می دادیم 

وقت و بی وقت  

شب و صبح 

اس ام اس های عاشقانه و پر شور و احساس

 

دقیقا دنبال همین می گشتم  

شور و احساس عاشقانه  

 

فهرست اس ام اس های ردو بدل شده ام با مهربان را بالا و پایین می کنم و خنده ام می گیرد : 

اس ام اس های صادره از من همگی عبارتند از : کجایی ؟ کی می رسی ؟ چیزی نمی خوای ؟ 

 و اس ام اس های مهربان : دوغ - ماست - گوشت چرخ کرده - پیاز - سیب زمینی - دستمال توالت - دلستر - چیپس و .... 

 

با خودم فکر می کنم که انگار آدم ها هیچ وقت به چیزهایی که می خواهند نمی رسند

یا آرزوی داشتنش در آینده را دارند  یا حسرت از دست رفتنش در گذشته را می خورند  

یاد روزهایی می افتم که هزار بامبول و برنامه می چیدیم تا چند دقیقه یواشکی یک گوشه ای با هم خلوت کنیم و حرف بزنیم . روزهایی که اگر صدای هم را نمی شنیدیم روزمان شب نمی شد  

وقت هایی که یکساعت با هم تنها ماندنمان قدر دنیا می ارزید  

روزهایی که اگر حرفهایمان را ضبط می کردیم می شد به جای شعر عاشقانه کتابش کرد 

  

اشتباه نکنم ۴۰۰ تا اس ام اس بیخودی از حافظه گوشی ام پاک شد  

اما یکی باید اضافه می شد  

تایپ می کنم : 

سلام عزیزم . خسته نباشی . میدونی چقدر عاشقتم ؟ 

 

و برای مهربان سند می کنم ... 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

ای کتاب صورتی دس کج  (روز نوشت)

چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 ساعت 14:09

سال ۸۸  با یک اسم ساختگی به نام کیامهر باستانی وبلاگ می نوشتم 

کیامهر اسم خواهر زاده منه و به خاطر علاقه شدیدم بهش این اسم رو انتخاب کردم  

بعد از فیلی شدن جوگیریات تصمیم گرفتم با اسم واقعی خودم بنویسم ولی با این وجود اسم کیامهر انگار جزئی از وجود و رگ و روح من شده باشه دست از سرم بر نداشت 

خیلی از دوستان صمیمی و نزدیک هنوز منو کیامهر صدا می زنند و خودم هم بدم نمیاد کیامهر مثل یک بعد شخصیتی دیگه از وجود من به حیاتش ادامه بده ... 

به همین خاطر بود که وقتی وبلاگ دانه های ریز حرف راه افتاد من توش با اسم سنت کیامهر قدیس نوشتم . 

این توضیحات رو برای دوستان جدید گفتم که دلیل اسم کیامهر رو پرسیده بودند .  

 

الغرض مهربان دیروز می گفت یک شیر پاک خورده البته بی معرفت این پست ما را از دانه ها برداشته و توی فیس پوک گذاشته و تا دیروز نمی دانم چند صد تا لایک خورده و چند صد نفر شیرش کرده اند و کامنت داده اند و به کامنت هم لایک زده اند و این حرفها  

ما هم که سر از این جنگولک بازی ها در نمی آوریم رفتیم اینجا و باچشم خودمان دیدیم که حقیقت دارد . بعد دوباره برگشتیم پست خودمان را دیدیم که کلا ۳۰ تا رای داریم با ۶ تا کامنت و حسابی خورد توی ذوقمون و داشتیم افسردگی می گرفتیم . یک لحظه خواستیم برویم از سر رو کم کنی هم شده یک پیج خفن توی فیس پوک بزنیم . 

راستش من هیچ وقت نتونستم با فیس پوک درست ارتباط برقرار کنم . جذابیت های ظاهریش برای من زیاد جالب نبود و زیاد خوشم نیومد یا بهتره بگم منو نگرفت . در نظر من تفاوت بلاگستان و فیس پوک مثل این خونه های کوچیک و ساده پایین شهر می مونه با خونه های تجملاتی و پر زرق و برق بالای شهر 

اینجا خیلی محدودیت ها هست که توی فیس پوک نیست . 

با این وجود آدم ترجیح میده توی جمع ساده و صمیمی اون خونه های ساده و کوچیک باشه تا بین زرق و برق و تجملات آدمهایی که با هم کم حرف میزنن و نمیشناسیشون و محبتشون رو با بیلاخ بهت نشون میدن . چه می دونم همین که اون بچه مایه دارهای بالای شهر بیان غذاشون رو از این پایین مایین ها بر دارن و ببر اونجا پز بدن واسه من یکی کافیه   

پس همینجا سنگرمون رو حفظ می کنیم تا انشاء الله روزی که فیس پوک کلا آزاد بشه شاید رفتیم با بچه های بلاگستان توی یه عملیاتی چیزی فتحش کردیم کلا . خدا رو چه دیدی ؟

 

 

در هر صورت ای دوست عزیز شیر پاک خورده ! نوش جونت عزیزم 

بیا بقیه مطالب ما رو هم ببر بذار دوستات ببیند و  بیلاخ بزنن بهش 

لازم هم نیست بگی که اینا مال کیه و از کجا برش داشتی 

ولی انقدر مرام داشته باش و بگو مطلب مال خودت نیست . همین ...  

 

 

 

 

 

+ عنوان پست که واضحه ایشالا ... اگه واضح نیست یک مقدار فکر کنید واضح میشه  

 

++ مستان ٬ دوست هنرمند بی وبلاگم خیلی خیلی زحمت کشیده و این پوستر زیبا رو برای جشنواره طراحی کرده . تصویر با کیفیت و در ابعاد واقعی پوستر رو اینجا ببینید .  

 

  

 

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

نحوه شرکت در جشنواره  (پیش پرده)

سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ساعت 21:59

امشب می خواستم یه فیلم کوتاه از سفر شمال براتون بذارم با بازی آرش پیرزاده 

یه شب داشتیم بازی می کردیم و آرش تو بازی بازنده شد و قرار بود هر کاری بگیم انجام بده 

فکر کنید آرش با ۱۱۰ کیلو وزن و دو متر قد با باسن از روی ۱۰ تا پله سرخورد و اومد پایین 

کرکره خنده ای بود در نوع خودش 

البته تا این لحظه این ویدیو رو به خاطر سرعت پایین اینترنت نتونستم آپلودش کنم 

امیدوارم طی این هفته از این مشکلات نداشته باشیم 

چون واقعا نمیشه خوش قول بود و بازی رو سر وقت رونمایی کرد . 

اگر این ویدیو آماده شد میذارم تا ببینید ... 

 

  

 

 

در مورد جشنواره در نظر داشته باشید که این جشنواره دو جنبه داره  

اول اینکه قراره دور همدیگه خوش بگذرونیم و از دیدن فیلم ها لذت ببریم  

بنابراین اصلا مهم نیست که فیلمی که می فرستید درمورد چیه و قرار هم نیست که کار شاقی انجام بدین . همه فیلم های ارسالی در یک تاریخ معین نمایش داده میشن و این نمایش بیشتر جنبه سرگرمی داره  

بنابراین زیاد روی اینکه از چی فیلم بگیرم و چی بسازم و نکنه بد باشه و نکنه خوششون نیاد و اینا فکر نکنید . باید بهش به چشم یه یادگاری نگاه کنید و یه خاطره سازی قشنگ  

چون مطمئنم روزی که فیلم ها به نمایش دربیاد کسانی که به خاطر این دلایل فیلم نفرستادند حسرت می خورند و میگن کاش ما هم شرکت کرده بودیم .

خدمت دوستانی که گفته بودند ما غریبه ایم و نمیدونیم میتونیم بازی کنیم یا نه  هم برای بار چندم عرض می کنیم که اینجا هیچکس غریبه نیست و همه چه دوست  قدیمی و چه تازه وارد 

چه با وبلاگ و چه بی وبلاگ به این بازی دعوتند و فیلم های ارسالی ( اگر مورد شرعی نداشته باشه  )حتما تو بازی شرکت داده خواهد شد . 

همونطور که گفتم هیچ محدودیتی برای موضوع وجود نداره فقط دو تا شرط هست : 

  

یک : اینکه فیلم رو خودتون ساخته باشید و کلیپی رو از جایی بر نداشته باشید    

 

دو : مدت زمان فیلم حتما کمتر از یک دقیقه باشه  

 

 

اما جنبه دوم این بازی همون رقابته بین فیلمهاست  

فیلم هایی که به مرحله مسابقه راه پیدا می کنند

بایدارزش هنری داشته باشند یعنی خلاقیت توش وجود داشته باشه   

و یکسری پارامترهای دیگه که بعدا مفصل توضیح خواهم داد . 

 

عجالتا شما به جنبه اول بازی نگاه کنید و زودتر ویدیو هاتون رو بفرستید . 

 

برای ارسال فیلمها ٬ویدیوتون رو در پیکو فایل یا پرشین گیگ آپلود کنید و آدرسش رو  خصوصی برای من بفرستید و حتما اطلاع بدین تا مطمئن بشید که دریافت شده .... 

 

دوستانی هم که دوست دارند این بازی رو اطلاع رسانی کنند میتونن بنر جشنواره رو توی وبلاگشون قرار بدن که روشش رو اینجا توضیح دادیم .   

همینطور میتونید کد زیر رو در قالب وبلاگتون کپی کنید تا لوگوی جشنواره در سمت چپ وبلاگتون به نمایش در بیاد : 

 

دانلود کد

  

بابت ساختن این کد از علیرضای عزیز ممنونم .

آخرین فرصت ارسال ویدیو ها سه شنبه هفته آینده است . 

یعنی از امشب یک هفته وقت دارید . 

 

 

باز هم ممنونم از اینکه کمک می کنید تا دور هم یک خاطره فراموش نشدنی بسازیم ... 

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

بازتاب جهانی  (روز نوشت)

سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ساعت 11:24

 

 

 .

 

خب از شواهد امر اینطور بر میاد که ایده جشنواره فیلم مورد استقبال دوستان قرار گرفته  

حتی رسانه های گروهی هم بطور گسترده ای این موضوع رو تحت پوشش قرار دادند . 

نمونه اش روزنامه همشهری :  

.

 

 

 

دوستانی که از چند و چون ماجرا بی اطلاع هستند میتونن پست قبلی رو بخونن  

دوستانی که در زمینه طراحی پوستر و لوگو و بنر تجربه دارند اگه دوست داشته باشند میتونن آثارشون رو بفرستند تا به اسم خودشون منتشر بشه . 

دوستانی که قصد شرکت در بخش مسابقه جشنواره رو دارند تا شب منتظر باشند تا توضیحات تکمیلی رو در این خصوص خدمتشون عرض کنم . 

دوستانی هم که تمایل دارند تا از این حرکت حمایت کرده و کمک کنند تا تعداد افراد بیشتری جذب 

بشن میتونن بنر جشنواره رو توی وبلاگشون قرار بدن  

کافیه کد زیر بنر رو کپی کنید و توی وبلاگتون ( قسمت کدهای html) قرار بدین ... 

 

 

 
با سپاس ....  
 
 
 
 

 

 

 

اولین جشنواره فیلم های یک دقیقه ای موبایل

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>

????? ????