از اون جمله ها که نوشتنش یادم رفته بود (زن و شوهری)
نمیدونم برای شما هم پیش اومده که مجبور باشید جایی منتظر بنشینید یا نه ؟
سوال احمقانه ای بود . معلومه که پیش اومده
بعضی وقتها مجبورید یک جایی منتظر بنشینید و هیچ کاری هم نمی توانید بکنید جز صبر کردن
اینجور وقت ها اگر اهل مطالعه باشید احتمالا کتابی از کیفتان بیرون می آورید و مطالعه می کنید
یا با شخصی که می تواند دوست باشد و یا غریبه مشغول صحبت بشوید
و یا اینکه با گوشی موبایلتان بازی کنید .
چهارشنبه عصر توی آمفی تاتر فرهنگسرا توی یک جلسه انتخابات صنفی بودم
خیلی از هم صنفی های ما نیامده بودند و قانونا امکان برگزاری جلسه وجود نداشت
نه راه پیش بود و نه راه پس
باید می نشستم و صبر می کردم
گوشه دنجی از سالن نشسته بودم که کسی از دوستان کنارم نبود و نمی شد صحبت کرد
کتابی هم همراهم نبود که تریپ روشنفکری بردارم و مطالعه کنم
پس مشغول موبایل شدم
بر خلاف تصورتان انگری برد هم بازی نکردم و شروع کردم به پاک کردن اس ام اس های گوشی .
اس ام اس های اضافی البته
یکی از مزایای گوشی من اینست که شما تمام مکالمات یا بهتر است بگوییم مکاتبات گوشی را می توانید عین چت توی یک صفحه ببینید . یعنی می توانید سابقه ای از تمام حرفهایی که بین شما و دوستانتان رد و بدل می شود مشاهده کنید
اس ام اس های مزخرف تبلیغاتی که معمولا به محض دریافت دیلیت می شوند
اما باز هم بعضی هایشان جامانده بودند که پاکشان کردم
همکاران و برخی از ارباب رجوع ها و دوستان کاری معمولا اس ام اس هایشان ارزش نگه داشتن ندارد . مثلا : فلان نقشه را ساعت ۸ فردا به دستم برسان یا برای امضای فلان سند در این تاریخ شهرداری باش یا اینکه من امروز دو ساعت دیرتر می رسم و ...
اینها همگی پاک شدند
بعد خیل عظیم پیامک های تبریک عید که خیلی هایشان بی پاسخ مانده بود
اصلا توی لیست تماس های من آدم هایی هستند که مدتهاست نه با هم تماسی داشته ایم و نه پیامکی ردو بدل کرده ایم و نمی دانم چرا اصلا شماره هایشان را نگه می دارم .
البته برعکسش هم بود . دوستانی که چندین بار پیامک داده بودند و من جواب نداده بودم
بعد هم یک عالمه جوک و لطیفه های پیامکی
چرت و پرت های ردو بدل شده بین من و آرشمیرزا
مرام بازی و رفیق بازی با محسن باقرلو
حال و احوال دوستانه با خاصه رفیقان وبلاگی و ....
مدام لیست اس ام اس ها را بالا و پایین می کردم انگار دنبال چیز گمشده ای باشم
آنوقت ها که با مهربان ازدواج نکرده بودم چقدر به هم اس ام اس می دادیم
وقت و بی وقت
شب و صبح
اس ام اس های عاشقانه و پر شور و احساس
دقیقا دنبال همین می گشتم
شور و احساس عاشقانه
فهرست اس ام اس های ردو بدل شده ام با مهربان را بالا و پایین می کنم و خنده ام می گیرد :
اس ام اس های صادره از من همگی عبارتند از : کجایی ؟ کی می رسی ؟ چیزی نمی خوای ؟
و اس ام اس های مهربان : دوغ - ماست - گوشت چرخ کرده - پیاز - سیب زمینی - دستمال توالت - دلستر - چیپس و ....
با خودم فکر می کنم که انگار آدم ها هیچ وقت به چیزهایی که می خواهند نمی رسند
یا آرزوی داشتنش در آینده را دارند یا حسرت از دست رفتنش در گذشته را می خورند
یاد روزهایی می افتم که هزار بامبول و برنامه می چیدیم تا چند دقیقه یواشکی یک گوشه ای با هم خلوت کنیم و حرف بزنیم . روزهایی که اگر صدای هم را نمی شنیدیم روزمان شب نمی شد
وقت هایی که یکساعت با هم تنها ماندنمان قدر دنیا می ارزید
روزهایی که اگر حرفهایمان را ضبط می کردیم می شد به جای شعر عاشقانه کتابش کرد
اشتباه نکنم ۴۰۰ تا اس ام اس بیخودی از حافظه گوشی ام پاک شد
اما یکی باید اضافه می شد
تایپ می کنم :
سلام عزیزم . خسته نباشی . میدونی چقدر عاشقتم ؟
و برای مهربان سند می کنم ...








)حتما تو بازی شرکت داده خواهد شد .




